ولفگانگ کهلر

تولد:1887

فوت:1967

 

 

کهلر( روانشناس آلمانی) از پایگذاران روانشناسی گشتالت است.

کهلر در سال 1887 در استونی به دنیا آمد، والدینش آلمانی‌تبار بودند. زمانی که وی پنج سال داشت خانواده او به بخش شمالی آلمان بازگشتند و آنجا میان پرستاران، معلمان و افراد تحصیل‌کرده رشد کرد و به علم، هنر و موسیقی علاقه‌مند شد. تحصیلات دانشگاهی‌اش را در دانشگاه‌های توبینگن، بن و برلین انجام داد. درست قبل از ورتایمر وی به دانشگاه فرانکفورت رفت. در موسسه روانشناسی فرانکفورت با ورتایمر و کافکا در مورد حرکت ظاهری مطالعاتی انجام داد. سال 1913 بنا به دعوت آکادمی علوم پروس، کهلر به سفری دریایی به تنریف در جزایر قناری در ساحل شمالی آفریقا رفت تا شروع به مطالعه شامپانزه‌ها بپردازد. وی مهم‌ترین کوشش‌های مربوط به یادگیری در مکتب گشتالت را در ایستگاه مطالعه انسان‌نماهای دانشگاه برلین واقع در تنزیف انجام داد. درزمانی که مکس ورتهایمر آزمایش‌های خود را درباره ادراک حرکت در دانشگاه فرانکفورت آغاز کرده بود کهلر و کافکا به آن دانشگاه رفتند و هردوی آن‌ها به‌عنوان آزمودنی در آزمایش‌های ورتهایمر شرکت کردنند، و سال‌ها بعد در دانشگاه جیسن در 60 کیلومتری فرانکفورت شغلی را پذیرفتن. (ویکی پیدیا)

کهلر مدت‌زمانی را در تنزیف اقامت داشت، توانایی حل مسئله را در جوجه مرغ‌ها نیز مطالعه کرد، هرچند که به‌ندرت از این کار وی یاد می‌شود. شش ماه پس از رسیدن به آنجا، جنگ جهانی اول شروع شد و گزارش کرد که نتوانست آنجا را ترک کند، اگرچه سایر شهروندان آلمانی در خلال سال‌های جنگ ترتیبی دادند به وطن بازگردد. بر اساس داده‌های تازه تاریخی که توسط یک روانشناس تفسیر شده است چنین آمده است که او جاسوس آلمان‌ها بوده و فعالیت پژوهشی او سرپوشی برای فعالیت‌های خرابکارانه‌اش بوده است. موضوع اتهامی که به وی زده‌شده بود چنین بود که بر فراز طبقه آخر منزلش یک فرستنده قوی رادیویی نصب‌کرده بوده تا اطلاعات مربوط به حرکت کشتی‌های متحدی را گزارش کند. شواهد حمایت‌کننده از این ادعا نامطمئن است و بین روانشناسان گشتالتی و تاریخ نویسان بر سر این مطلب اختلاف‌نظر وجود دارد. چه به‌صورت یک جاسوس و چه دانشمند یکه و تنها رهاشده به دلیل جنگ کهلر هفت سال بعد را به مطالعه رفتار شامپانزه‌ها پرداخت. در سال 1917 او کتاب کلاسیک« ذهنیت میمون‌ها» را نوشت که در سال 1924 به چاپ دوم رسید . به زبان‌های انگلیسی . فرانسه ترجمه شد. کتاب‌های وی با دقت و مراقبت نوشته‌شده، در چندین جنبه از روانشناسی گشتالت کارهای استاندارد است. مارکس پلانک تربیت کهلر را در فیزیک ترغیب کرد که روانشناسی باید خود را با فیزیک متحد کند و گشتالت ها در روانشناسی مثل فیزیک به وقوع می‌پیوندند.

نیمه دهه سال‌های 1920 سال‌های سختی برای زندگی شخصی کهلر بود ، در آن زمان وی از همسرش جدا شد. با یک دانشجوی جوان سوئدی ازدواج کرد و پس‌ازآن هیجگونه تماسی با چهار فرزندی که از ازدواج اولش داشت نگرفت. دست‌های او شروع به لرزش شد که در هنگام عصبانیت بیشتر قابل‌مشاهده بود. برای اندازه‌گیری خلق وی ، دستیارانش هرروز صبح دست‌های او را نگاه می‌کردند تا ببینند چقدر لرزان است. سال 1925-1926 تحصیلی ، کهلر به سخنرانی در دانشگاه هاروارد و کلارک پرداخت. کتاب « روان‌شناسی گشتالت» در سال 1929 منتشر کرد که مجتمع‌ترین مباحث نهضت گشتالت را در برداشت.  زمانی که بر ضد دولت سخنرانی کرد گروهی از نازی‌ها به کلاس درس وی یورش بردند. او نامه‌ای بر ضد نازی به یکی از روزنامه‌های برلین نوشت زیرا از انفصال خدمت استادان یهودی از دانشگاه‌های آلمان به خشم آمده بود.عصر روزی که نامه‌اش چاپ شد، وی در منزلش منتظر بود تا گشتاپو برای دستگیری وی بیایند اما ضربه ترس‌آور هرگز به در زده نشد. سال1935 به دلیل برخوردهایش با حکومت نازی، آلمان را ترک کرد و به آمریکا رفت. پس از مهاجرت در کالج سوارتمور در پنسیلوانیا به تدریس پرداخت، ویرایش مجله گشتالتی پژوهش روان‌شناختی را به عهده گرفت و همان زمان هم چندین کتاب منتشر کرد. در سال 1956 از انجمن روانشناسی آمریکا جایزه خدمات برجسته علمی را دریافت کرد و مدت کوتاهی به‌عنوان رئیس انجمن انتخاب گردید.  وی در سال 1967 در هانوور، نیوهمپشایر درگذشت . (دلقندی-نیک طلب)