دونالد اریک،برودبنت (93-1926)

 

 

 

 

 

 

 

دونالد بروبنت در برمینگهام متولد شد. پدرش مدیر کمپانی چندملیتی اریکسون بود که خانواده‌اش با شروع جنگ جهانی دوم کمپانی را ترک کرد. دونالد در اوایل جنگ به همراه مادرش رد روستای ولش لندی من و بعداً در مولد زندگی کرد. مادر او به‌عنوان دستیار روحانی در خزانه‌داری اداره محلی کار می‌کرد. دونالد در دانشکده وینچستر آموزش دید. هزینه تحصیلی وی از طرق پولی که از بابت بازنشستگی پدرش عایدش می‌شد، پرداخت می‌شد. در سال 1944 وارد ارتش شد و آموزش RAF او در  آمریکای شمالی پذیرفته شد. جایی که اولین بار او به موضوعات روانشناسی علاقه‌مند شد. در آن زمان بارتلت رئیس بخش روانشناسی در کمبریج بود. مکانی بسیار مناسب برای کسی که علایق زیادی داشت. کمیته پذیرش در دانشکده پمبروک دونالد را تشویق کردند که رد رشته شیمی تحصیل کند ولی او قبول نکرد. در زمان جنگ با گسترش کاربردهای روانشناسی در حل مشکلات کاربران تکنولوژی باعث شد تا در سال 1944 واحد روانشناسی به کار بسته انجمن تحقیق پزشکی در کمبریج تأسیس شود. بروبنت به این واحد ملحق شد و رد زمینه موضوعات مرتبط با تأثیر استرس محیطی بر عملکرد شناختی انسان ،موضوع همیشگی شغل او ،شروع به کارکرد. او در سال 1958 مدیر این واحد شد و بیش از 16 سال با ایجاد ترکیبی از تحقیقات  به کار بسته و بنیادی درآن‌واحد خدمت کرد.

برودبنت در سال 1949 با مرگ مارگرت . ای. رایت ازدواج کرد و قبل از اینکه در سال 1972 از هم جدا شوند صاحب دوتا دختر بودند. در همان سال (1972) با مارگارت گرگوری(کسی که با ریچارد گرگوری ازدواج‌کرده بود) ازدواج کرد. مرگ دخترش لیز براثر تصادف جاده‌ای در سال 1978 تأثیر عمیقی در زندگی او گذاشت تا جائیکه ایمانش نسبت به مسیح کم‌رنگ‌تر شد (ویسکرانتز ،1994)

در دهه 1950 ،برودبنت درزمینهٔ انواع مشکلات به کار بسته به تحقیق پرداخت . برودبنت نتیجه مطالعات خود را در سال 1958 در کتابی با عنوان «ادراک و ارتباط» منتشر کرد. انتشار این کتاب به‌جا بود و به‌طور وسیعی توسط روانشناسانی که برای تبیین رفتار انسان از سایبرنتیک ،پردازش اطلاعات و رویکرد شناختی استفاده می‌کردند،مورد استقبال قرار گرفت. این کتاب دستوراتی را برای چیزی فراهم کرد که بعداً روانشناسی شناختی نامیده شد. برودبنت با این کتاب نشان داد که یک نظریه روان‌شناختی زمانی بهترین است که مبتنی بر تحلیل تجربی مشکلات عملی باشد. در دهه 1960 او و همکارانش مدارک زیادی را جمع‌آوری کردند که نشان می‌داد پردازش مرکزی شبیه آن چیزی است که قبلاً در نظر می‌گرفتند. برودبنت دیدگاه‌هایش را در کتاب« تصمیم و تنیدگی» (1971) تجدیدنظر کرد. علایق پژوهشی برودبنت مثل،توجه، حافظه، ادراک، استرس، تفاوت‌های فردی در مزاج ،سلامت شغلی و سبک‌های مقابله ، نشان‌دهنده مشکلات و کاربردهایی است که زیربنای ساختار نظری آن‌ها به هم مرتبط هستند . در یک دیدگاه ، خوش‌بینانه او اظهار کرد که سعی داشته تا موضوع جدید را بنا نهد که آن را «دایکوپ» می‌نامید.(پنجاه اندیشمند بزرگ روانشناسی ،نوئل شی هی ،ترجمه ژاله افشاری منفرد،حمید پیروی،یعقوب وکیلی)

دونالد ای . برودبنت در بیرمنگهام متولد شد و پسر مدیر چندملیتی بریتانیایی بود که وی هم شرکت و هم‌خانواده‌اش را با آغاز جنگ جهانی رها کرد و به جنگ رفت. مادر دونالد با حقوق منشی‌گری در دفتر تجاری محلی، زندگی‌شان را اداره می‌کرد.دونالد در سال 1944 به خدمت نیروی دریایی رفت و آموزش وی در آمریکای شمالی بود که آنجا برای اولین بار با موضوع روانشناسی آشنا شد.کار در زمان جنگ روی گسترش کاربرد روانشناسی شناختی برای حل مشکلات استفاده‌کنندگان تکنولوژی در سال 1944 منجر به تأسیس انجمن پژوهش پزشکی ،بخش روانشناسی کاربردی کمبریج گردید.کتاب «ادراک و اجماع» (1958) بسیاری از نتایج به‌عمل‌آمده در آزمایشگاهش و آزمایشگاه‌های دیگر را خلاصه کرده است.(مشاهیرر روانشناسی جهان،حسن دلقندی،راضیه نیک طلب)