اختلال شخصیت ضداجتماعی چیست؟
اغلب این افراد ظاهری طبیعی و حتی گرم و دوست‌داشتنی دارند .اما در سابقه آن‌ها مختل بودن حوزه‌های بسیاری از کارکردهای زندگی‌شان دیده می‌شود.
دروغ‌گویی،فرار از مدرسه،فرار از خانه ،دزدی،دعوا،سوءمصرف موادواعمال غیرقانونی،تجاربی است که این‌گونه بیماران نوعاً از ابتدای کودکی‌شانداشته‌اند.
بیماران مبتلا هیچ‌گونه افسردگی یا اضطرابی از خود نشان نمی‌دهند.
اشتغال ذهنی و یا تهدید به خودکشی در آن‌ها شایع است.
رفتارهای ضداجتماعی خود را طوری توضیح می‌دهند که گویی رفتار مذکور از سر بی‌فکری و بی‌توجهیانجام‌شده است .
واقعیت سنجی بسیار بالایی دارند و معمولاً هوش کلامی آن‌ها درمانگر را تحت تأثیر قرار می‌دهند.
هیچ‌وقت راست نمی‌گویندو هرگزنمی‌شود به آن‌ها اعتماد کرد که وظیفه‌ای را درست انجام دهند یا اساساً به هیچ‌یک از ملاک‌های متعارف اخلاق پایبند باشد.
لاابالی‌گری جنسی،همسر آزاری(spouse abuse) ،کودک‌آزاریو رانندگی در حین مستی،اتفاقاتی شایع در زندگی این‌گونه بیماران است و چیزی که خیلی مشهود است این است که آن‌هاهیچ‌وقت از کارهایشان پشیمان نمی‌شوند،یعنی انگار که اصلاً وجدان ندارند.
فاقد احساس گناه، وجدان، ومسئولیت‌پذیری هستند. باهوش، خرابکار و جذاب هستند و از توانايي کلامي بالايي برخوردارند. معمولاً رفتارهايي بی‌هدفو تکانشي دارند وبر اساس قوانين و اصول جامعه عمل نمی‌کنند.
ملاک‌های تشخیصی این اختلال
الگوی فراگیر نادیده گرفتن و نقض کردن حقوق دیگران ، که از 15 سالگی رود می‌دهد،به‌طوری که توسط سه یا بیشتری از موارد زیر نمایان می‌شود.
1.ناتوانی در پیروی کردن از هنجارهای اجتماعی در رابطه با رفتارهای قانون‌مند، که با انجام دادن مکرر اعمالی نمایان می‌شود که موجباتی برای دستگیری هستند.
2.فریبکاری،به صورتی که با دروغ‌گویی، استفاده از نام مستعار، یا کلاه‌برداری از دیگران برای نفع یا لذت شخصی نمایان می‌شود.
3.تکانش گری یا ناتوانی دراز پیش برنامه کردن
4.تحریک‌پذیری و پرخاشگری ،به صورتی که با کتک‌کاری و حملات مکرر نمایان می‌شود
5.بی‌توجهیبی‌پروا در مورد ایمنی خود یا دیگران
6.غیرمسئول بودن مداوم، به صورتی که با ناتوانی مکرر در نگه‌داشتن در رفتار شغلی ثابت یا بازپرداخت تعهدات مالی نملیان می‌شود
7.عدم پشیمانی،به صورتی که با بی‌تفاوت بودن نسبت به آزار دادن،بدرفتاری کردن،یا دزدی از دیگران یا توجیه کردن آن‌ها نمایان می‌شود.
6.معمولاً سیر این اختلال به چه صورت است؟
معمولاً سیر وپیش اگهی در این اختلال متفاوت است .معمولاً باگذشت اوایل و اواسط بزرگسالی به طرز عجیبی بهبود پیدا می کند.عوارضی که در رابطه با این اختلال میتوان نام برد عبارتند از مرگ و میر ناشی از خشونت،سوءمصرف مواد،خودکشی، اسیب فیزیکی،مشکلات قانونی و مالی،اختلالات خلقی ، بسیاری از اختلالات طبی با این نوع اختلال شخصیت در ارتباط اند.
همه گیرشناسی این اختلال چقدر است؟
میزان شیوع 3درصد در مردان و 1درصد در زن هاست.
این اختلال از همه بیشتر در نواحی فقیرنشین شهری و جمعیت غیرثابت این نواحی شیوع دارد.
پسر بچه هایی که مبتلا به این اختلال اند،خانواده های بزرگتر از دختربچه های مبتلا به اختلال داشته‌اند.
9.درمان انتخابی این اختلال معمولاً چیست؟
تنها در صورتی که در جای ثلبتی نگه داری شود به روان درمانی تن میدهد.
اگرخودرا میان عده ای مثل خودش بیابد،بی انگیزگی اش برای تغییر هم از بین میرود.شاید از همین روست که گروه های خودیاری در تخفیف این اختلال ،مفیدتر از زندان بوده اند.
محدودیت های سفت وسخت وضع کنید.
گروه درمانی برای این بیماران مناسب است؟
چگونه میتوانیم بفهمیم خودیا دیگری دچار این اختلال هسنم؟
اختلال شخصیت ضداجتماعی چیست؟
بر اساس ویژگی هایی که گفته شد درباره افراد ضد اجتماعی رابطه شما با یک فرد ضداجتماعی به سرعت اغاز شده و به زودی شدت میابد اما به تدریج متوجه خواهید شد که زندگی با یک ضداجتماعی بسیار دشوار است. از ان جایی که رفتارهای شریک زندگی شما غیر مسئولانه و بر اساس هوا و هوس صورت میگیرد شما غالبا مجبور میشوید نقش های خود را یکی پس از دیگری تغییر دهید.متاسفانه اگر شما عاشق یک فرد ضداجتماعی شده باشید باید بدانید که او احتمالا در نحوه ی برخوردش با شما ایرادی نمیبیند .درواقع او قدرت درک چیزی به نام احساس درد را ندارد . شخصیت های ضداجتماعی در حیطه ی ارتباط افراد متقلب و حقه بازی هستند و میتوانند ارزیابی خوبی از طرف متقابل خود داشته باشند یعنی این که محبوب ضد اجتماعی شما به خوبی می داند تا چه حدی می تواند شمارا تحت فشار قرار دهد و تا چه اندازه اجازه میدهید که قوانین و ارزش های شما را زیر پا بگذارد و توقعات شمارا نادیده بگیرد.در نهایت عدم مسئولیت پذیری مزمن یک فرد ضد اجتماعی در غالب موارد موجب قطع رابطه شریک زندگی او خواهد شد.

فرد مبتلا به اختلال ضداجتماعی به طور مکرر قوانین و ارزش های طرف مقابل را نقض می کند.
بارها دروغ گفته و فریب کاری می کند.
به عنوان فردی هوسباز و بدون برنامه عمل میکند.
کتک میزند و اهانت میکند.
به طور قابل توجهی نسبت به رفاه و سلامتی همسر یا فرزندان بی توجه است.
همه مسئولیت های مالی و عاطفی زندگی را بر دوش طرف مقابل قرار داده است.
هیچگاه قادر به احساس همدلی با احساسات و نیاز ها نیست.
در سبب شناسی این اختلال چه مسائلی مطرح است؟
زنان بیشتر در معرض اسیب هستند یا مردان؟
میزان شیوع 3% در مردان و 1% در زن هاست.
ایا از افراد مشهور نمونه هایی که مبتلا به این اختلال بوده باشند وجود دارد؟
Joey barton(بازیکن فوتبال باشگاه منچسترسیتی)
David garry (مجرم)
چندفیلم که به این اختلال پرداخته اند نام می برید؟
Disclousure (1994) افشاگری
Rosemarysbaby (1968) بچه رزماری
Face/off (1997) تغییرچهره
Fargo (1995) فارگو
House of games (1987) خانه قمار
Seven (1995) هفت
Catch me if you can (2002) اگه میتونی منو بگیر
Silence of lambs (1991) سکوت بره ها
Domino (2005) دومینو
Reservior dogs (1991) سگدانی
At close range (1986) خویشاوندان نزدیک
ایا موسیقی و یا اثر هنر دیگری مرتبط با این موضوع وجود دارد؟

می توانید یک تاریخچه موردی ذکر کنید؟
بابک به اتهام قتل 10 زن بازداشت شد. زنش سارا که سرانجام علیه او شهادت داد، به عنوان شریک جرم در به دام انداختن قربانیان با او همکاری می کرد. او برای تحقق خیالپردازی شوهرش مبنی بر یافتن یک “عاشق تمام عیار” به همراه وی به مراکز خرید یا بازارها می رفت و با دختران جوان طرح دوستی می ریخت و آنها را سوار وانت سفارشی کابین دار خود می کرد. قربانیان به محض وارد شدن به اتومبیل با شوهرش رو به رو می شدند. که اسلحه به دست انتظار آنان را می کشید و با نوار چسب دست و پا و دهانشان را می بست. بیشتر آنان نوجوان، و دو قربانی آخر بزرگسال بودند. جوانترین آنها 13 ساله بود. مسن ترین قربانی 34 سال سن داشت. و در یک کافه کار می کرد؛ یک شب وقتی دیر وقت محل کارش را ترک کرد، پشت فرمان اتومبیل اش نشست و شیشه و پنجره را پایین کشید، مشاهده کرد که زوجی در داخل اتومبیل خودشان نشسته و مشغول صرف کردن نوشیدنی هستند. آنان به او نزدیک شدند و سر صحبت را باز کردند. بابک و سارا او را گرفتند و به محل سکونت خود بردند. وقتی سارا داخل خانه نشسته و مشغول تماشای یک فیلم سینمایی قدیمی بود، بابک در عقب اتومبیل قربانی اش را مورد تجاوز قرار دادو او را وادار کرد تا نقش دختر نوجوانش را بازی کند. وقتی کار بابک تمام شد، سارا پیش او رفت، و در اوایل صبح پشت فرمان نشست و به راه افتادند، صدای رادیو را بلند کرد تا سرو صدای شوهرش که در پشت وانترا خفه می کرد، شنیده نشود. عصر همان روز آن دو به اتفاق هم روز تولد بابک را در یک رستوران جشن گرفتند.
بیشتر قربانیان بابک،شبیه دختر مشترک خودشان ریز نقش و موبور بودند. او همه قربانیان خود را مورد تجاوز جنسی قرار می داد، سپس آنها را با شلیک گلوله یا از راه خفه کردن به قتل می رساند و در قبر های کم عمق دفن می کرد. یکی از آنان زن 21 ساله آبستنی بود که عادت داشت مجانی سوار اتومبیل دیگران شود (باید اضافه شود که سارا هم در آن زمان حامله بود) بابک او را نیز موزد تجاوز جنسی قرار داد، خفه کرد و در حالی که هنوز زنده بود در ساحل شنی دفن کرد.

منابعی برای مطالعه ی بیشتر معرفی کنید؟
ایا خانواده بر روی فرد مبتلا به اختلال ضد اجتماعی تأثیر گذار است؟چرا؟
این افراد غالبا در خانواده هایی بی ثبات و فاقد قوانین صریح رشدیافته اند که در ان والدین همواره در میانه اسان گیری و سختگیری افراطی نوسان داشته و در بسیاری از موارد افرادی بی رحم، پرتوقع و بد دهن بوده اند.
والدین احتمالا افرادی منزوی بوده که اعتنایی به فرزندان خود نمیکردند.
والدین الگوهای مناسبی برای فرزندان خود نبوده اند.
داشتن والدینی غیر قابل اعتماد که در غالب مواقع در دسترس او قرار نداشته‌اند، از همان کودکی می اموزند که بر روی پای خود بایستند و در راه رسیدن به اهداف خود از دیگران سوئ استفاده کنند.
رشد در محیطی که کودک فقط در صورت سرکشی و نافرمانی،می توانسته توجه دیگران بویژه والدین را به نیاز های خود جلب کند.
ایا میتوان از این اختلال پیشگیری کرد؟